سلام چطوریا!؟!؟!
میبینم که هفته ی دیگه جمعه تولد وبلاگمه و پسرم ۱ سالش میشه
....آخی..!!!
اینجا جا داره از مهدی جون یا همون داداشم تشکر کنم که منو وارد این بازیای پیچیده ی وبلاگ نویسی کرد
...تازه تولد خودشم ۲۵ دوشنبه همین هفته س ...اون اینو نمی خونه اما بهش تبریک میگم....
اینم یه ماچ واسش.....خوب دیگه بسشه ..پرو میشه!
حالا یه شعرم بنویسم حال کنیم دسته جمعی....اینم طبق معمول از دفتر دلبندم...حالا اون از کجا اورده نمیدونم...اما بهش میخوره از شعرای مریم حیدر زاده باشه!!!!
وقتی از تو دل بریدم
جز خودت چیزی ندیدم
پی هد کسی که رفتم آخرش به تو رسیدم!
حالا که رفتم و گشتم
میبینم تکی تو دیا
نمیشه تو رو عوض کرد
حتی با شبای رویا!
انگار آسمون نمی خواست
ببینه مارو با هم
یادته لحظه ی آخر
زیر اون بارون نم نم
گل سرختو گرفتی
دادی دستم گل مریم
حالا که رفتمو گشتم
می بینم کی تو دنیا
نمیشه تو رو عوض کرد
حتی با شبای رویا!
دست من نبود نه از تو
بلکهاز خودم گذشتم
با یه خورجین پر غربت
پی سر پناه میگشتم
همه چیم ولی تو بودی
جنگلم،کوهم،دشتم!
عشقتو خواستم بذارم
لای خاطرات دفتر
اما یاد تو نمیذاشت
میومد دوباره از سر
توی یه غروب جمعه
اصل مطلبو نوشتم
پی هیچکی نمیگردم
چون تویی اول و آخر!!!
موفق باشید!!!
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:39 توسط : مریم

